مقدمه
عوامل مهمي در موفقيت مدير نقش دارند كه عدم وجود هر كدام ، عدم پيشرفت و ناكامي مدير را همراه خواهد داشت.
چه بسيارند مديران متخصصي كه كار نه چندان پيچيده اي به آنان واگذار گرديده و از لحاظ امكانات و ابزار كار نيز كمبودي نداشتند، ولي پس از چند صباحي ، نه تنها موفقيتي بدست نياوردند، بلكه حوزه مديريت و اركان آن را آنچنان به هم ريخته اند كه باعث ركود و رخوت و در نتيجه سقوط آن سازمان شده اند.
بنابراين بايد آن دسته از عواملي كه نقش تعيين كننده در موفقيت مدير دارند را شناسايي كنيم و با دقت هرچه بيشتر بر روي هر يك از آنها بينديشيم.
مهم ترين عوامل موفقيت مدير عبارتست از:
1- اختيار
2- اعتماد به نفس
3- تنظيم وقت و تقسيم كار
4- گذشته نگري
5- آينده نگري
6- ابهام زدايي
اختيار:
اين موضوع روشن است كه مسئوليت، با اختيار رابطه اي مستقيم دارد يعني هر كس كه در فعاليتش مسئوليتي را مي پذيرد، طبعاً براي انجام تعهد خويش بايد اختيار لازم و كافي را در چهارچوب آن كار داشته باشد.

براساس معيارهاي عقل و ضوابط شرع، تكليف و مسئوليت، داير مدار اختيار است.به عنوان مثال كسي كه علم و آگاهي به حكمي داشته باشد ولي از لحاظ قدرت او را آنچنان محدود كرده اند كه توان انجام آن را ندارد، چنين فردي را گناه و ملامتي نخواهد بود. زيرا عدم اختيار، مساوي است با عدم مسئوليت.
قرآن كريم مي فرمايد:« لا يكلف الله نفسا الا وسعها ؛ خداوند كسي را مگر به مقدار قدرتش تكليف نمي كند.»
متاسفانه بسياري از مديران در ميدان تلاش و اراده، اختيار لازم را به همكاران خود نمي دهند و چون پرنده اي كه براي فرار، ريسمان به پايش بسته باشند، ريسمان مديريت را آنچنان به دست و پاي ديگران مي بندند كه قدرت پرواز را از آنان مي گيرد.چنين شيوه اي در مديريت مانع درخشش استعدادها و بروز و نبوغ ابتكار مي شود و موجب خسران فراوان مي شود.
در مقابل مديراني هستند كه اختيار كافي به همكاران خويش مي دهند و زنجيرهاي حساسيت را گسسته و از مراقبت هاي بازدارنده و نيش دار كه بيانگر عدم اعتماد است صرف نظر مي كنند و ميدان را براي ظهور استعدادها و انديشه ها باز مي گذارند، در حاليكه نظارت حكيمانه بركارها دارند. همانند پدري مهربان و دلسوز، در زمينه هاي مورد نظر ابتدا اختيار و آزادي مناسب را مي دهند و سپس مسئوليت مناسب را مي خواهند.
مديري قله بلند موفقيت را تسخير خواهد كرد كه در چهارچوب قانون، اختيار لازم را بدهد و مسئوليت بهتر را بدهد.
اعتماد به نفس:
يكي ديگر از عوامل موفقيت در مديريت، اعتماد به نفس است.مديري كه با تكيه بر قدرت ايمان و آگاهي، به لياقت و كفايت خويش متكي باشد و در ميدان فعاليت تنها خود را مسئول كارهاي خويش بشناسد و با جديت و اميد به پيشرفت، اراده و عمل را تكيه گاه خود قرار دهد، اعتماد به نفس دارد.از آن هنگام كه با نقشه هاي شوم شيادان ، دژ محكم اعتماد به نفس در درون انسان ها در هم شكست و دنباله روي بيگانگان در همه زمينه ها شدند، چراغ ابتكار و نوآوري رو به خاموشي گرائيد و شكوفايي استعدادها رو به افسردگي گذاشت.
مرحوم جلال آل احمد مي نويسد: در وطن و كشور خود شبيه به قومي از خود بيگانه ايم در لباس و خانه مان ، در خوراكمان ، در ادب مان ، در مطبوعات مان و خطرناكتر از همه در فرهنگ مان فرنگي مآب مي پروريم و فرنگي ماْب فكر مي كنيم و راه حل هر مشكلي را فرنگي مآبانه مي جوئيم.
اسلام در جهت گيري هاي هدايتي و تربيتي خود مي كوشد تا پيرامون خويش را افرادي مطمئن و متكي به نفس بار بياورد و از دنباله روي و تقيدهاي مبتذل غربي و شرقي آنها را برحذر دارد.
قرآن كريم پيامبر مكرم اسلام را از تبعيت بيگانگان و پيروي از مشركان منع مي كند و مي فرمايد: « ولا تتبع اهوائهم و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما انزل الله اليك ؛ اي پيامبر از خواسته هاي نفساني كافران پيروي مكن و مواظب باش اين فريبكاران تورا از فرمان و قانون خدا منحرف نسازند.»
از ثمرات اعتماد به نفس اينست كه ركود و جمود فكري را از بين برده و موجبات شكوفايي افراد را فراهم مي سازد.
تنظيم وقت و تقسيم كار :
لحظه هاي گرانبهاي زندگي كه مجموعاً عمر انسان را تشكيل مي دهند، داراي ارزش هاي فراواني هستند كه بهره برداري مناسب از اين لحظه ها موجب رشد و تعالي را فراهم مي كند.غفلت و بي خبري بزرگترين خسارت را نصيب انسان مي كند.
آئين مقدس اسلام توصيه مي كند كه مسلمانان براي وقت خويش برنامه داشته باشند و آن را براساس اصول صحيح و منطقي در بخش هاي گوناگون و مورد نياز توزيع كنند.

امام كاظم(ع) فرمود: «يك ساعت براي مناجات با خدا ، ساعتي هم براي كار و تامين معاش ، ساعتي براي معاشرت با برادران و ساعتي هم براي درك لذت هاي حلال.»
بنابراين مدير بايد زمان را براي اجرا و مراجعاتش تقسيم كند .لذا مدير زمان در حقيقت مدير بر خودش است.
ايجاد روابط صميمانه انساني:
مدير اسلامي بايد دوستي و محبت را با گفتار و عمل با شيوه هاي مستقيم و غير مستقيم در ميان كارمندان خود ايجاد كند. زيرا در محيطي كه عواطف و دوستي محبت و عشق وجود نداشته باشد، آن محيط محيط انساني نيست. نقش اعجاز آفرين محبت به ويژه در مقام مديريت راه حل بسياري از مشكلات است.
گذشته نگري:
يكي از عوامل موفقيت در كار و مديريت ، گذشته نگري است.مدير با درايت و جستجوگر كسي است كه گذشته هاي بسيار دور را بنگرد و از تاريخ گذشتگان كه منبع ارزشمند معرفت و تجربه هاست درس بياموزد .
علي (ع) فرمود: «و من التوفيق حفظ التجربه؛ يكي از عوامل موفقيت نگهداري و بهره گيري از تجربه هاست.»
آينده نگري:
همانطوري كه اسلام مسلمانان را به شناخت گذشته توصيه و تشويق مي كند به همان اندازه نيز آينده نگري را مورد توجه قرار مي دهد.
امام علي(ع) فرمود: «التدبر قبل العمل يوْمنك من الندم ؛ عاقبت انديشي پيش از شروع كار تو را از پشيماني در امان مي سازد.»
ابهام زدايي:
مدير بايد به عنوان يك وظيفه، حركت ها و اعمال ابهام آور و سئوال برانگيز را كه گاه در محيط كار پيش مي آيد، هر چه سريعتر براي همكارانش روشن سازد تا اعتماد آنها نسبت به او لطمه نخورد.
مولاي متقيان به مالك اشتر فرمود: «هرگاه مردم حركت هاي تو را گوياي خدمت ندانسته اند و نسبت به تو گمان ستمگري بردند، به ابهام زدايي برخيز و با منطق روشن دليل خود را از انجام آن كار بيان كن و گمان هاي آنها را در مورد خود تعديل و تقسيم نما.»

نتيجه‌گيري
در اين بررسي،برخي از عوامل تأثيرگذار در موفقيت يا شكست سازمانهاي دولتي ـ از جمله كتابخانهها و مراكز اطلاعرسـاني ايـران ـ مورد توجه قرارگرفت.
اين عوامل عبارت بودند از :
ـ ثبات مديريت به عنوان عاملي كه احتمالاً اجراي برنامه هاي دراز مدت را ميسر ميسازد.
ـ استقلال مديريت به عنوان عاملي كه بين مسئوليتها و اختيارات توازن برقرار ميسازد.
ـ تخصص مدير به عنوان عاملي كه برنامه ها و عملكردها را در مسيري مشخص و حرفهاي قرار ميدهد.
ـ استفاده از فناوري كه از هزينهها ميكاهد و ارائه خدمات سريعتر و دقيق تر را ميسر مي سازد.
ـ دوري و نزديكي از سازمان فرادست كه بر سرعت گزارشدهي وسرعت امكاناتگيري تأثير دارد.
اين بررسي نشان داد به نظر كاركنان اين واحدها، هر چند اين عوامل اهميت دارند، اما هيچ يك به تنهايي عامل موفقيت سازمان تلقي نمي‌شوند، بلكه تركيبي ازآنها را بايد در موفقيت سازمان مؤثر دانست. بر اين اساس، بخشي از تفاوتهاي موجود در موفقيت كتابخانه‌ها و سازمانهاي اطلاع‌رساني ايران‌، بويژه آنهايي كه كتابخانه‌ها و سازمانهاي اطلاع‌رساني بزرگ تلقي مي‌شوند، مي‌تواند به حضور يا عدم حضور تركيبي مناسب از اين موارد ـ نه صرفاً حضور يا عدم حضور يكي از اين عوامل ـ نسبت داده شود. در عين حال، آنچه از داده‌هاي اين بررسي برمي‌آيد، «ثبات مديريت» (با اين شرط كه چهار شرط ديگر هم كم و بيش حضور داشته باشند) بيش از موارد ديگر با اهميت جلوه مي‌كند.

منابع:
1) قرآن كريم ، سوره بقره، آيه 286
2) غربزدگي، جلال آل احمد ،ص 361
3) سوره مائده، آيه 49
4) تحف العقول، ابن شعبه حراني، حديث18
5) نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص 210
6) منتخب الاثر، حضرت آيت الله صافي گلپايگاني ، ص499
7) نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص 424